حبه قندحبه قند، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

شاهزاده کوچولو

همه منتظرت هستند نازنینم

1391/3/23 18:42
نویسنده : عروسک خانوم
248 بازدید
اشتراک گذاری

چند روزه که همه فامیل پدریت بهمون غر میزنن که تو این خانواده جای یه بچه کوچیک خالیه

عمه مریمت که یه فرشته زمینیه چند روز پیش وقتی همه جمع بودن یه لحظه دید معنویش بازشد و چشمک گفت نمی دونم چرا حس میکنم  یکی توی این چمع بارداره چند ساعت بعدش ، چند دقیقه ای به من خیره شد و گفت عروس سادات تو حامله ای!تعجب یه دفعه مامان بزرگ هم برگشت و گفت: وای.... من چند وقته تو خواب همش یه بچه کوچولو تو بغلمه

از اونجایی که من همش ورجه وورجه میکنم وچهره ام هم که اصلا تغییری نکرده فقط خندیدم هیچی بروی خودم نیاوردم

دیگه بیشتر از نمی تونم پنهونت کنم

هفته بعد که وارد 4 ماه میشی سورپرایزشون میکنم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

مامان سارا
18 خرداد 91 15:32
سلام ممنون که به وبلاگ ما سر زدین خوشحالمون کردید.وای خیلی با حاله که دخملیت رو از همه قایم کردی.برای من و سارا هم دعا کن



محتاجیم به دعا
مامان نازنین زهرا
18 خرداد 91 16:42
بابای نی نی فرهام
19 خرداد 91 10:29
دادلی= بامزه دوزلی= بانمک با تشکر از اینکه از سایت نی نی فرهام بازدید کردین باز هم منتظر نظرات شما هستیم
مامانی درسا
20 خرداد 91 9:48
مامانی چه طور تونستی از همه پنهون کنی ماشاالله به این همه صبر ..... من روز اولی لو داده بودم ....... وای یه نی نی که میره تو چهار ماه ..... باید اون روز خیلی باحال باشه ...... آفرین سوپرایز خوشگلیه ....... مواظب خودت باش ....شاد باشی


همسرم ازم خواست که نگم
حتی به مامان خودم هم نگفتم
خانوم مهندس!
22 خرداد 91 23:04
اخی... طفلی ها زود بگو بهشون
من که شوهرم زود به همه گفت هنوز هفته 7 بودم....
به من و زینبی منم سر بزنی خوشحال میشیم مامان بعد از این


---------------------------------
انگار هر چی دیر تر میگی گفتنش سخت تر میشه
سمیه مامان ملیکا
30 خرداد 91 13:14
سلام عزیزم خیلی زیباست این دوران خیلی شیرینه حالا بزار اون وروجک بزرگتر بشه اون موقع وقتی صدایه لگدهاشو حس می کنی نمی خواهی با هیچ زمانی این دوره رو عوض کنی عزیزم خیلی ما رو دعا کن